|
روزی که اون بابا پیداش شد و گفت زمین گرده و دور خورشید می گرده دنیا مسخره اش کردن! گفتن فلانی سوک لخ تشریف داره!!! روزی که پویا ازم خواست تا واسش از علوم غریبه بنویسم قبول نکردم.راستش مطمئن بودم که یه مشت آدم نفهم هم هستن که اونقدر بی چیز و ناچیز و ریز هستن که حجم دنیا براشون کافیه! خیلی واسم جالبه! وقتی گیر می افتی دست به دعا بر می داری! نگونه که باور نمی کنم و می گم عین سگ دروغ می گی پدرسگ!!! کارت که حل می شه سه سوت منکر همه چیز می شی. وقتی می خوان خلافت رو که حق مولاس ازشون بگیرن ایشون دست به کار می شن. حضرت رسول در دوران حیاتشون به حضرت امیر فرموده بودن که اگه چهل مرد جنگی پیدا کردی از حقت نگذر و قیام کن. حضرت فقط پنج نفر رو پیدا کردن!!! ابوذر مقداد سلمان و یکی که یادم نیست و یکی هم که فکر می کنم زبیر بود. ایشون دست از قیام کشیدن و صبر کردن. من اندازه مولا نیستم. نمی خوام بگم تحفه ام! اما بعد از درج مطالب علوم غریبه تو این وبلاگ تازه چیزی به اسم بازدید کننده تو این وبلاگ پیدا کردیم. نمی گم زیاده. اما خوب بدم نیست. واسه این کارم این بازدید کننده ها دلیل خوبین. لااقل پنجاه تا نظر شما واسه من عین همون چهل تا مرد جنگیه! حالا می خوای مسخرم کنی؟! مسخره کن پدر سگ!!!
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
|
|