زندگی هر آدمی پر ازدوستی ودوستی ها.ازدوستی دوران کودکی وبچگی باهمون قهر وآشتی های کوتاه وشیرینش گرفته تا حالا.هنوز هم قهر می کنیم اما با خصومت ,آشتی میکنیم از سر حسادت یا لجاجت ,به هم لبخند می زنیم اما نه از سر رفافت,وبار ها وبارها این عمل ها رو تکرار می کنیم.بدون اینکه لحظه ای به نیت عملمون فکر کنیم.اما عاشق می شیم وتنها در یک برهه ای که شاید جوانی یا نوجوانی.فرق بین عشق ودوستی ؟آیا دوستی می تونه به عشق منجر بشه؟فکر می کنم می گم دوستی با یه سلام شروع می شه اما عشق با یک نگاه ,دوستی با دروغ ,جدایی را رقم می زنه اما عشق با مرگ.دوستی تا زمانی که روی برگهای خشک دلت ره می ره وتوصدای خش خش رو می شنوی ازش یاد می کنیولی عشق رد پای پاش همیشه روی برگ های دلت می مونه حتی اگه درخت دلت دوباره برگ بده وباز برگهاش تو پاییز بریزه.
واسه دوستی به خاطر اثبات مرامت دروغ می گی.اما در مقابل عشقت واسه غرورت دروغ می گی.تو عالم دوستی تمنا می کنی, اما تو عالم عشق اگه تمنا کردی خار نمی شی,اگه قبول کردی غرورت نمی شکنه.اگه پیمان بستی پیمانت رو نمی شکنی.تو عالم عشق جون می دی اما نمی خوای جون کسی رو بگیری.تو عالم دوستی رابطه ات باید دادوستدی باشه.اما تو عالم عشق می دی اما انتظار گرفتن نداری.
آدم چند بار عاشق می شه؟تنوع دوستی هاش در مورد عشق هم صدق می کنه؟می شه آدم تو عالم دنی دو نفر رو به یک اندازه عاشقشون باشه؟دلم نمی خواد این جمله رو یادم بره"عاشق کسی باشم که لیاقت عشق رو داشته باشه نه تشنه عشق باشه.چون یه تشنه یه روزی سیر می شه."اما لایق عشق بودن کار ستودنی حتی اگه عمر این عشق خیلی کم باشه. اما تو دوستی ها یادم نره اگه کسی اومد ورفت علاوه بر اینکه یه خاطره به جا می ذاره حتما" یه تجربه هم کنارش برام جا می ذاره.سعی کنم خاطره های خوب وتجربه های تلخ رو به یاد بسپارم.ممکن باند زندگی من هم مثل خیلی ها کوتاه باشه اما دلم می خواد مال من اگه کوتاه هم عریض باشه ,هم صاف وبی دست انداز باشه وهم دوطرفه...
