|
بازدیدکننده گرامی این وبلاگ بزودی بصورت سایت در اختیار شما قرار خواهد گرفت. جهت عضویت در سایت راز و رمز به آدرس زیر مراجعه فرمائید. ثبت نام در سایت راز و رمز موقتی و دارای ظرفیتی محدود است.لازم به ذکر است که مطالب مربوط به علوم غریبه نیز در این وبلاگ نوشته نشده و این مطالب در سایت راز و رمز منتشر خواهد شد که در دسترس اعضا خواهد بود. انتقال مطالب راز و رمز به سایت آغاز شد.
+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
دوستای خوب راز و رمزی من سلام اس ام اس ها و ای میل ها و حتی کامنت های شما رو تو وبلاگ راز و رمز دیدم. می دونم خیلیاتون گله مندین که چرا کم کار شدیم. دلیل این کم کاری رو می خوام توی این پست براتون توضیح بدم. از زمستون پارسال تا حالا که ما سایت راز و رمز رو راه انداختیم متاسفانه بخاطر گرفتاریهای راه اندازی سایت ما کمتر فرصت کردیم که به وبلاگ رسیدگی کنیم. هرچند که ما تو همین وبلاگ هم اعلام کردیم که دیگه مطالب علوم غریبه و ادعیه و اذکار و طلسمات توی وبلاگ راز و رمز نوشته نمی شه. این مطالب رو فقط داخل سایت راز و رمز می نویسیم و فقط کسایی که داخل سایت عضو بشن می تونن از اون مطالب استفاده کنن. بنابر این گله شما رو ما بی مورد می دونیم. عضو سایت راز و رمز بشین تا بتونین براحتی از مطالب علوم غریبه استفاده کنین. در مورد سرکتاب باید بگم عمرا سرکتاب وا نکنم. مگه بیکارم یا وقت اضافی دارم که بخوام ۶۰۰ خط جواب سرکتاب رو برای یه نفر تایپ کنم! بابا سرکتاب یه جور فاله. این نیست که شما هر وقت بخواین عروسی کنین معامله کنین یا کاری شروع کنین سرکتاب بخواین. اصلا سرکتاب این نیست. سرکتاب هرکس از لحظه تولد تا مرگ یه جوره. پس الکی نه اصرار کنین و نه پولتون رو پیش دعانویس و رمال تبدیل به زباله نکنین. منتظر دیدار همتون تو سایت راز و رمز هستیم. بازم ممنون و حق نگهدار همتون...
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
خداحافظ فرمانده... ناخدا آذر جمشید تاجبخش فرمانده اسطوره ای تکاوران نیروی دریایی ارتش جاودانه شد...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
خواهر گلمون فرشته خانوم
خبر وصلت حضرتعالی رو با تاخیر دریافت کردیم. این عقد رو به تو و خونواده محترمت تبریک و مصیبت وارده رو به خانواده داغدیده همسرت تسلیت می گیم و از حضرت حق صبر طویل برای ایشون و خونوادشون مسئلت داریم. خونواده راز و رمزی تو
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
خواهر خوب راز و رمزی ما دلارام
خبردار شدیم که تو هفته ای که گذشت زندگی مشترکی رو شروع کردی و عقدت رو در جوار تختگاه سلطنت حضرت زینب علیه السلام متبرک کردی. این وصلت رو به تو و همسر محترمت تبریک می گیم. هرچند که بی خبر گذاشتنمون مستلزم یه معذرت خواهی از نوع شیرینی تره!!! امیدواریم که این پیوند به شیرینی عسل و زندگیتون به حرمت حضرت زینب علیه السلام با برکت باشه. از طرف خانواده راز و رمزی تو.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
سلام دوستای خوبم.
می دونم خیلیاتون از دیر بروز شدن وبلاگ گله دارین. حق هم با شماست. اگه دیر بروز می شیم بیشتر بخاطر مشکلات فنی توی سیستم جدید کنترل پنل بلاگفا بوده. هر چند که الآن یک ماهی هست که دنبال وب سایت کردن راز و رمز هم بودیم. پس باید بگم تا حدودی غیبت موجه داریم. به زودی راز و رمز رو بصورت دات کام در دسترس شما می ذاریم. این بین لازم می دونم از زحمات دوست خوبم امیر حسین آستانه ها که زحمات سایت و برنامه نویسی سایت رو به عهده دارن تشکر کنم. وعده دیدار ما در www.razoramz.com یاحق. ارادتمند همه شما دوستای همیشگی و خودمونی راز و رمز. مهرپویا
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
به نام خدا دوست عزيز وبزرگواري نسبت به بنده لطف داشتند ودر قسمت نظرات خواسته بودن در مورد توبه توي وبلاگ پست بذارم.در همين جا ازش عذر خواهي مي كنم كه اولا" دير به وبلاگ سر زدم وديرتر نظرات رو چك كردم.ثانيا" بيش از 4 ماهه درگير حوادثي ام كه يقينا هر روز وهر كلمه وهر حادثه اي آينده وسرنوشت فرداهام رو مي سازه وهنوز در يك جمله بگم اندر خم يك كوچه ام وشايد همين مسائل باعث غفلت ام شده.بگذريم اما به جرات بگم انتظار نداشتم كسي ازمن بخواد در مورد توبه بنويسم شايد چون كمتر به اين مورد فكر كرده بودم.گرچه بار ها در مورد معناي لغوي توبه و حتي اذكار ودعا هاي در مورد توبه شرايط پذيرش توبه از سوي حق تعالي و . . . خوندم وشنيدم و بسيار زياد زبا نا" فرياد زدم خدايا از تمام اعمال ناپسندم توبه به خصوص در سختي هاي روزمره وگاه در شرايط حيراني در برخي امور اما حقيقتا" معناي آن را درك نكردم چرا كه در صورت توجه ودرك توبه بدون شك آلان اين نبودم كه هستم.پس عذر بنده را بپذير كه نه شرايط نوشتن رو دارم ونه جستجو وتحقيق در اين زمينه را.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط محبوبه
|
با سلام و تشکر از دوستان همیشگی
در پست ها دیده می شود بعضی از دوستان خواستار ادامه مطالب ذکر و از جمله ادامه مطلب (اسماء ادرسیه) به دلیل مشکلاتی که در سیستم بلاگفا هر از گاه ایجاد می شود خود من موفق به پاسخ گویی نشدم، بابت وقفه زمانی در پاسخ عذر ما را بپذیرید لطفا در کنار سوالتان ایمل خود را حتما درج کنید یا حق
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط سحر
|
سلام.
اگه دوست داری توی جشن راز و رمز شرکت کنی خوشحال می شیم با دبیرخونه جشنمون تماس بگیری. ما هر روز از ساعت ۱۴ تا ۲۰ و پنج شنبه ها از ساعت ۱۴ تا ۱۸ به جز جمعه ها منتظر تماس شما هستیم. همه دعوتین و مطمئن باشین جشن ما از وبلاگون خودمونی تره! سازمان پیامهای تصویری ( مجری راز و رمز ) ۸۸۹۲۱۳۵۰-۰۲۱ ۸۸۹۲۱۳۴۹-۰۲۱
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 9:42 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
رفقای خوبم سلام.
حتما خبردارین که ما یه مهمونی کوچولو به اسم نمای نزدیک تو شهریور برگزار می کنیم. خیلیا تماس گرفتن و مشخصات دادن. بعضیا میل یا اس ام اس زدن. در هرصورت خواستم با این پست یه توضیحاتی داده باشم. ما امکاناتمون کمه و نمی تونیم همه دوستای خوبمون رو دعوت کنیم. استثنائی در کار نیست! همه باید زنگ بزنن. ای میل و اس ام اس قبول نیست. آخه باید براتون کد دعوت صادر کنیم. پس فقط زنگ بزنین. شماره ها رو هم که از یه خط به دو خط افزایش دادیم. در مورد جشن هم دوستای خوبمون توی هفت نگاه که یه مجله خوب هنریه توضیحاتی رو چاپ خواهند کرد. بازم می گم. ظرفیت ما محدوده. مجبوریم به قید قرعه مهمون دعوت کنیم. تا ۱۵ مرداد هم اسامی شما رو دریافت می کنیم و بعد از اون ثبت نام تعطیله. واسه یه مهمونی خودمونی اینقد منت کشی نکرده بودیم که الان داریم می کنیم!!! منتظر تلفن همه شماها هستیم. به امید دیدار سبزتون توی نمای نزدیک. تا سه شنبه ۲۰ شهریور یاس قدوم...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
دوستان خوبم سلام
از اینکه توی مطالب قبلی شاهد یه رخداد زشت و واقعا دور از تصور که بخاطر یه سوء تفاهم اتفاق افتاده بود از شما و از اون دوست عزیز معذرت می خوام. جدا قبول کنین تو بدترین شرایط و بدترین تایم گرفتاری یه شوخی کوچیک چکاری با اعصاب آدما می کنه. قصدم این بود زودتر از اینا معذرت خواهی کنم. اما فرصتی نبود. در هر صورت عذرخواهی می کنم هر چند با تاخیر. خواهر خوبم من شرمنده ام... یا حق
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
دلیل نبودنم نگارش این کتابه. برمی گردم. خیلی زود. یا حق
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
با سلام.
در حال حاضر مناظره ای میان بنده و گروهی موسوم به دگراندیشان و روشنفکران در جریان می باشد. از آنجا که محتویات این مناظره را مباحث ایدئولوژیک روز و مسائل استراتژیک تشکیل می دهند خواهشمند است ضمن بازدید از وبلاگ اختصاصی این مناظره نظرات خودرا اعلام فرمائید. با تشکر مهرپویا
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
سلام به شما دوست عزيز ويكمي شاكي.نمي دونم چرا از دست آقاي مهر پويا گله مندي؟اگه جواب نظر شما وبه قول خودتون انتقادتون رو مي دم به خاطر شناختي كه نسبت به مهر پويا دارم.نمي دونم چند بار با ايشون تلفني صحبت كردين وطرز برخورد ايشون با شما چي بوده؟اگه كمي روشن تر مي نوشتي كه منظورتون از اينكه ايشون بعضي هارو تحويل مي گيره وبعضي ها رو نه.وبه بعضي ها از بالا نگاه مي كنه چيه ؟بهتر نبود؟شايد اون موقع ايشون هم در ادبيات نوشتنشون از برخي اصطلاحات استفاده نمي كردن.شما فكر نمي كنيد شايد اون موقع كه تلفني صحبت كردين مهر پويا در شرايط مناسبي نبوده.شما خانم محترم شايد يكي از نويسنده هاي وبلاگ يا خواننده ها باشين.كه در صورتي كه از نويسنده ها هستيد مي دونيد كه نخ ارتباطي نامرئي بين ما صرفا عمل نوشتن نيست همه ما وابستگي عاطفي خاصي نسبت به همديگه داريم گرچه ممكن اصلا همديگرو نشناسيم ونديده باشيم.بهتر نبود كمي در اظهار نظر تامل مي كرديد؟وبلاگ راز ورمز جايي واسه دل نوشته هاي من و شماست بنويسد وبدونيد مشتاق خونديم ........... ((يادمون نره بايد حرمت ها رو حفظ كنيم اين قانون وبلاگ.))
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 10:54 بعد از ظهر  توسط محبوبه
|
سلام رفقای خوبم. یه مدتیه که کم کار هستم و این کم کاری من رو دوستان دیگه جبران کردن. دلیل اصلی کم کاری منم بخشی مربط می شه به مشکلات و گرفتاریهای شخی خودم و بخش دیگه اش مربوط می شه به تغییر برنامه هام واسه وبلاگ. بی رودرواسی باید بگم برای بعدها دیگه وبلاگ به این شکل نخواهد بود. یا تعطیلش می کنم و یا اینکه طوری اداره اش می کنم که دیگه واسه نویسنده های وبلاگ مشکل و زحمت و دردسر ایجاد نشه. سه ماهی هست که جواب سئوالات شمارو بصورت یه پست ننوشتم. پس اگه شما هم سئوالی داشتین و بی جواب مونده بوده اینجا جوابتون هست. یا حق. 1- در مورد مهره مار قبلا مطلب گذاشتیم. از همون استفاده کنین که کامل و جامع تهیه کردیمش. 2- برای زبانبندی تا حالا 4 تا دستور واستون گذاشتیم و بهترین دستورها بودن که امتحان هم شدن قبلا. از همونها استفاده کنین. 3- سحر در اسلام حرامه. کسی که سحر می کنه و یا دنبال انجام سحر هستش بنا به فتوای خیلی از علما و نظر اسلام از دین خارجه و کافر محسوب می شه. 4- از علائم سحر می شه به این موارد اشاره کرد: بی حوصلگی. از دست دادن اعتماد به نفس. به هم ریختن نظم خواب. به هم خوردن نظم زندگی. سر درد موقتی یا دائم. گرفتگی عشلات پشت و سر شونه ها موقع بیدار شدن از خواب. خوابهای آشفته دیدن. استرس. 5- برای ابطال سحر قبلا توی وبلاگ مطلب گذاشتیم. از همونها استفاده کنین. 6- سرکتاب رو برای انجام کارها باز نمی کنن. سرکتاب مثل استخاره نیست. شما چه موقع تولد و چه موقع فوت سرکتابتون یه شکل داره. از سرکتاب برای دونستن احوالات دائمی استفاده می کنیم. 7- ابجد دو نوعه. از ابجد کبیر برای ذکر و اوراد و کلا دستورات بیانی استفاده می شه. از ابجد صغیر برای نوشتنی ها و سرکتاب و بعضی از رمل ها استفاده می کنیم. 8- در مورد نگین شرف الشمس قبلا توضیحاتی دادیم. 9- هیچ کدوم از ما استاد نیستیم و دعانویسی هم شغلمون نیست. پس اینقدر توی عالم تخیل سیر نکنین. ما هم مثل شما هستیم. استاد هیچوقت نمی تونه اسرار رو بازگو کنه. هرکه را اسرار حق آموختند مربوط به همین افراده. 10- بعضی از دوستان معتقدن که ما از مشکلاتشون و اعتمادشون سوء استفاده می کنیم. مخصوصا این جور اتهامها رو به من زدن. نمی دونم که تا حالا از کدوماتون سوء استفاده کردم. اما اگه یه همچو چیزی بوده خوشحال می شم شفاف مطرح بشه تا اگه موضوعی پیش اومده منهم در جریان باشم. خدا رو شکر که بدهکار هیچکس نیستم. چه اخلاقی و چه مال. و گرنه معلوم نبود تا حالا چه آبرویی از من برده بودین. اونقدر به خودم اطمینان دارم که برنامه جشن رو هماهنگ کردم و شماره تلفنهای دفتر رو هم گذاشتم.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
کاش یه خورده صداقت و مرام داشتین و برای انسانها ارزش قائل میشدین چرا فکر میکنید تا یه خانم با شما کار داره یا سوال داره منظور دیگه ای در نظرشه و یا اینکه ارزش جواب دادن رو نداره من از شما انتظار نداشتم که فرق بذارین و بعضیا رو تحویل بگیرین بعضی رو نه اگه هدف وبلاگ شما کمک کردن و راهنمایی نیست پس چه ارزشی داره خوبه که ما از هیچ همکاری دریغ نکردیم ولی شما از بالا به دیگران نگاه می کنی
متاسفم که تاحالا فکر میکردم خیرخواه دیگران هستی این نظر رو نمی دونم کی گذاشته. اما خوشحال می شم منظورش رو واضح برام بگه. ضمنا اگه کسی احساس می کنه از طرف من یا دوستان دیگه بهش خدای ناکرده توهینی شده بی زحمت بیاد و مطرح کنه. متاسفم برای شعور بعضیا که فقط می خوان با آبروی آدما بازی کنن. این نظر رو تایید کردم و توی پست گذاشتم تا بگم با چه آشغالایی باید سرکله بزنیم. جواب اینم با شما. یا حق
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 7:42 قبل از ظهر  توسط مهرپویا
|
خواهر خوبم خانم دلارام
از اینکه بیادم بودی و زنگ زدی و گفتی که داری به سفر حج مشرف می شی هم خوشحال شدم به خاطر توفیقت و هم خوشحال شدم از اینکه بیادم بودی. هرچند شاید این مطلب رو تا بازگشتت به ایران نخونی. اما همونطور که گفتم و ازت خواستم آب زمزم و سلام من به بقیع فراموشت نشه... ازت آب زمزم خواستم چون تنها چیز خوراکی هست که پایان نداره و خواستم به بقیع سلامم رو برسونی چون بقیع همیشه واسه من سمبل غربت و تنهایی بوده. در هر صورت حجت قبول صاحب حج و شاهد خلوصت فرشته اسود باشه.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
یه نظر از طرف یه بابای فرهیخته واسم اومده که بی هیچ توضیحی واستون قرار دادم. جوابشم خودتون مرحمت کنین!
چهارشنبه 1 فروردین1386 ساعت: 0:43 توسط:سپیده من نمیدونم اگه چهارشنبه سوری وحشی بازیه پس دور یک سنگ سیاه چرخیدن و مثل بچه ها سنگ به شیطان انداختن و مثل دیوانه ها دویدن بین صفا و مروه اسمش چیه؟ مرده شور خودتو و اون انرژی هسته ایتو و جکومت اسلامی سر تا پا دروغ و حقه باز تو ببرن. میبینی که بعد از سی سال نه از پس حجاب زنها براومدین نه از پس چهارشنبه سوری
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
|
|