من در مسير قرنها در كنار تو بوده ام . لحظاتي بوده اند كه تو زندگي را اين جنين خالي يافته اي . در نيمه هاي عميق شب بر خواسته اي تا صداي آواز باران را در ناودانهاي بام گوش كني و به صداي نجواي باد در لابه لاي شاخه هاي درختان گوش فرا دهي اما ذهنت از پندار خدا ، خدايي هنوز تنها ، لبريز .
تا به حال تو آنكس را نيافته بودي كه بتواني با اشتياق از كلامش درآويزي يا آنكه بتو احساس شعفي عرضه كند كه حس كني نفس بعدي ، دم آخر است .
آنگاه بسوي من عزم كردي و من اين را بتو خواهم گفت كه من خويشتن تو هستم .نداي من آن نسيم لطيف و گزنده ايست كه از كوهسار مي آيد .
در آن هنگام كه محبوب تو از تو روي بر گرفته و تو در كشمكشي تا آن لحظه گرانقدر را بازيابي ، من آن دردي ام كه در دل توست . من ناله آن كودكم كه در تنهايي شب مادرش را مي خواند .من بي كسي سالخوردگانم .
ادامه مطلب...
بچه ی محله ی دولاب (جنوب شرق تهران) ...
خداوند متعال خانواده ى كوثرى را در سال 1334 مورد عنايت خود قرار داد و فرزندى را به آنها هديه كرد، نام او را اسماعيل نهادند. و قدردان لطف پروردكار شدند. محمد يا همان اسماعيل زندكى خود را در خانواده اى متعهد به ارزش هاى دينى و معتقد به ولايت آغاز نمود. خانواده اى كه در محله ى قديمى تهران و در منطقه ى پيروزى تهران و محدوده ى سرآسياب دولاب ساكن بود. پدر خانواده با كار و تلاش رزق حلال را بر سر سفره ى خانواده مهيا مى كرد و مادر نيز كار تربيت فرزندان را عهده دار بود.
ادامه مطلب...
سلام
این لوح رو پرینت کنین و پیش خودتون داشته باشین. این لوح از نجف اومده و خواصش شبیه لوح عین علی هستش. ضمنا دیگه علوم غریبه تو وبلاگ نمی ذارم. علوم غریبه فقط تو سایت راز و رمز منتشر می شه. بعدا گله نکنین.
یا حق...


اینجانب را ملاحظه کاری نموده و برایم صدقه میل ارسال کمک کنید تا با چشمهایتان برخورد و تصادف نکرده باشم. این عکس مبارک من می باشد که برای شما یادگاری باشد.



