تبليغاتX
راز و رمز

آهنگری بود كه با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یكی از دوستانش كه اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: «تو چگونه می توانی خدایی را كه رنج و بیماری نصیبت می كند دوست داشته باشی؟»
آهنگر سر به زیر آورد و گفت:«وقتی كه می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یك تكه آهن را در كوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می كوبم تا به شكل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد می دانم كه وسیله مفیدی خواهد بود اگر نه آن را كنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است كه همیشه به درگاه خداوند دعا كنم كه خدایا! مرا در كوره های رنج قرار ده اما كنار نگذار!»

یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 5:44 بعد از ظهر  توسط سحر  | 

نمي دونم چرا اگه خالصانه بخواي باكسي روراست باشي همه فكر ميكنن حتما يه ريگي تو كفش ات هست.اگه بگي بهش بابا همين جوري قبولت دارم اول مي خنده وبعد تودلش ميگه خالي بند. اگه بعد دستش رو بگيري وبگي بي توقع واسه خاطر خودت ميخوام كمكت كنم تا آرامش پيدا كني حتما فكر مي كنه" سلام گرگ بي طمع نيست" يا بهش بر مي خوره وفكر ميكنه بهش ترحم كردي.يه موقعي هم كه سعي مي كنه عصباني نشه وبا هات بحث نكنه حس ناراحتيش رو با دليل هاي مختلف توجيه مي كنه و يا به خودش و زمونه بد وبيراه ميگه.اجازه نمي ده بهش بگي آخه فدات شم واسه چي خودت رو سرزنش مي كني وبدترين ناسزا هارو به كسايي ميدي كه هر چند در حق ات بدي كردن اما باز به گردنت حق دارن كاش من هم مي تونستم به كسايي كه به گردنم حق ندارن و در حق ام بد كردن دشنام بدم .اما نمي دونم چرا نمي تونم .

بنده خدا چطور حامي تو بودن را اول جريحه دار شدن غرورت مي دوني و بعد به حسن نيت عمل شك مي كني و اون رو خلاف سنت ها مي دوني؟؟؟؟ وجالب اينكه از سنت ها وآداب ورسوم عرف ناراحتي !!! چرا اجازه نميدي وناراحت مي شي من سنت شكني كنم ؟؟فكر كن  فرصت كمي واسه زندگي دارم مثل خيلي ها بذار رنج دوري را اگه مي تونم كم كنم و دوستي ام را ثابت كنم لااقل به خودم. گفتي گيجي ونمي توني من رو وعملم رو ودليلش رو درك كني؟تو دوست عزيز اگه دارم كاري ميكنم در حق خودم كردم چون به خاطر تعهدم وعلاقه ام آبروي شما رو يقينا آبروي خودم مي دونم.در ضمن  اگه در مورد عملم هنوز شكي داري به دفتر چه اي كه پيشتون باز سري بزنيد روزي با مشهدي آشنا ميشي ومي بيني نذرم را ادا كردم اون موقع اون موضوع پيش اين مسئله پيش پا افتاده چيزي نيست فقط باور كن.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط محبوبه  | 

بخوان ما را
بخوان ما را
منم پروردگارت
خالقت ازذره ای ناچیز
صدایم کن مرا
آموزگار قادر خود را
قلم را علم را من هدیه ات کردم
بخوان ما را منم معشوق زیبایت
منم نزدیک تر از تو به تو
اینک صدایم کن
رها کن غیر ما را سوی ما باز آ
منم پروردگار پاک بی همتا
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست می دارم
تو بگشا گوش دل
پروردگارت با تو می گوید
تورا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
بساط روزی خود را به من بسپار
رها کن غصه یک لقمه نان و آب فردا را
تو راه بندگی طی کن
عزیزا من خدایی خوب می دانم
تو دعوت کن مرا بر خود
به اشکی یا خدایی مهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم
طلب کن خالق خود را
بجو ما را
توخواهی یافت که عاشق می شوی بر ما
و عاشق می شوم بر تو
که وصل عاشق و معشوق هم
آهسته می گویم خدایی عالمی دارد
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن
تکیه کن بر من قسم بر نور هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن امادور
رهایت من نخواهم کرد
بخوان ما را
که می گوید تو خواندن نمی دانی؟
تو بگشا لب
تو غیر از ما خدای دیگری داری ؟
رها کن غیر ما را
آشتی کن با خدای خود
توغیر از ما چه می جویی ؟
تو با هر کس به جز با ما چه می گویی؟
و تو بی من چه داری هیچ ؟
بگو با ما چه کم داری عزیزم هیچ
!!
هزاران کهکشان و کوه و دریا را
و خورشید وگیاه و نور و هستی را
برای جلوه خود آفریدم من
ولی وقتی تو را من آفریدم
بر خودم احسنت می گفتم
تویی زیباتر از خورشیدزیبایم
تویی والاتر از مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کمداشت
تو ای محبوب تر مهمان دنیایم
نمی خوانی چرا ما را ؟
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می گردد ؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی
ببینم من تو را ازدرگهم راندم ؟
اگر در روز سختییت خواندی مرا
اما به روز شادیت یک لحظه هم یادم نمی کردی
به رویت بنده من هیچ آوردم ؟؟
که می ترساندت از من؟؟؟
رها کن آن خدای دور
آن نامهربان معبود
آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت خالقت
اینک صدایم کن مرا ، با قطرهاشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل شکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی
آیا عزیزم ، حاجتی داری ؟
توای از ما
کنون برگشته ای ، اما
کلام آشتی را تو نمی دانی ؟
ببینم چشمهایت خیس است آیا ، گفته ای دارند ؟
بخوان ما را
بگردان قبله ات را سوی ما
اینک وضویی کن
خجالت می کشی از من
بگو،جز من ، کس دیگر نمی فهمد
به نجوایی صدایم کن
بدان آغوش من باز است
برای درک آغوشم
شروع کن ،یک قدم باتو
تمام گام های مانده اش ،با من ...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط سحر  | 
اما آیات مربوط به معجزات عدد نوزده/

 

1. تعداد حروف عبارت « بسم الله الرحمن الرحیم» نوزده عدد است و تعداد « بسم الله الرحمن الرحیم» های کل قرآن 114 عدد است. که این نیز مضربی از نوزده است. قابل توجه استکه نبود بسم الله الرحمن الرحیم در سوره ی توبه، بوسیله ی سوره نمل برطرف شده است که دو بار این عبارت در آن به کار رفته است.( الله اکبر)

 

2. تعداد هر یک از حروف عبارت « بسم الله ...» در قرآن نیز مضربی از نوزده است بدین شرح که: اسم 19 بار، الله 2698 بار، رحمن 57 بار و رحیم 114 بار تکرار شده است که هر کدام مضربی از نوزده است و حاصل جمع ضرایب آنان نیز مضربی از نوزده است!!!(الله اکبر) مهندس عبدالعلی بازرگان فرزند مرحوم استاد مهدی بازرگان در این زمینه کتابی جالب توجه دارند.

 

3. در اول سوره ی بقره عبارت « الم» به کار برده شده است که تکرار هر کدام از حروف الف، لام و میم در این سوره مضربی از نوزده است:  الف 4502 مرتبه، لام 3202 مرتبه و میم 2195 مرتبه تکرار شده اند که همگی بر نوزده بخشپذیرند.( الله اکبر)

 

4. در اول سوره ی آل عمران نیز عبارت « الم» آمده است که مجموع تکرار این حروف در این سوره مضربی از نوزده است( الله اکبر)

 

5. در ابتدای سوره ی اعراف عبارت( المص) آمده است که حرف مقطعه ی صاد علاوه بر این این سوره در دو سوره ی مریم و ص نیز آمده است. مجموع تکرار حرف صاد در این سه سوره 152 بار است که مضربی از نوزده است. مجموع تکرار حروف الف و لام و میم و صاد در سوره ی اعراف نیز 5320 مرتبه است که باز هم مضربی از نوزده است(الله اکبر)

 

6. در اول سوره ی یونس نیز عبارت « الر» آمده است که مجموع تکرار این حروف در اسن سوره برابر با 2489 است که مضربی از نوزده است(الله اکبر)

 

7.در ابتدای سوره هود عبارت « الر» به کار رفته است که مجموع تکرار این حروف در این سوره برابر با 2489 مرتبه است و مضربی از نوزده است یعنی درست به اندازه ی تکرار آنها در سوره ی یونس!(الله اکبر)

 

8.در آیه ی 29 سوره ی هود اشاره شده است که هود می گوید:« ای قوم من از شما بر رسالتم مالی نخواسته ام ...»  که مضمون این عبارت در تمام قرآن ده مرتبه تکرار شده است و همه جا به جای کلمه ی « مال»  کلمه ی « اجر» بکار رفته است مگر در این سوره که استثناا از کلمه ی مال استفاده شده است زیرا اگر از کلمه ی « اجر» همچون سایر سوره ها ی قرآن استفاده می شد نظم آماری عدد نوزده این سوره به کل بر هم می خورد!(الله اکبر)

 

9. در اول سوره ی یوسف نیز عبارت « الر» آمده است که مجموع تکرار این حروف در این سوره 2375 مرتبه است که مضربی از نوزده است.(الله اکبر)

 

10. در اول سوره ی الرعد عبارت « المر» به کار رفته است که مجموع تکرار این حروف در این سوره 1482 مرتبه است که مضربی از نوزده است(الله اکبر)

 

11. اول سوره ی ابراهیم(ع) عبارت « الر» آمده است که مجموع تکرار این حروف در این سوره برابر با 1197 مرتبه است که مضربی از نوزده است(الله اکبر)

 

12. در اول سوره ی حجر عبارت « الر» به کار رفته است که مجموع تکرار این حروف در این سوره برابر با 912 مرتبه است که مضربی از عدد نوزده است(الله اکبر)

 

13. طولانی ترین مجموعه ی حروف مقطعه در سوره ی مریم آمده است که عبارت است از « کهیعص» که مجموع تکرار این حروف در این سوره 798 مرتبه است که مضربی است از عدد نوزده همچنین به رابطه ی دقیق ریاضی بین این سوره و سوره های اعراف و ص توجه فرمایید(الله اکبر)

 

14. در اول سوره ی عنکبوت عبارت « الم » آمده است که مجموع تکرار این حروف در این سوره برابر با 1672 است که مضربی از نوزده است(الله اکبر)

 

15. در اول سوره ی الروم عبارت « الم» به کار رفته است که تکرار این حروف در این سوره مجموعا 1254 مرتبه است که مضربی از نوزده است(الله اکبر)

 

16.در اول سوره ی لقمان نیز عبارت « الم » آمده است که مجموع تکرار این حروف در این سوره 817 مرتبه است که مضربی از نوزده است(الله اکبر)

 

17. در اول سوره ی یس عبارت « یس» آمده است که تکرار این حروف در این سوره مجموعا 285 مرتبه است که مضربی از نوزده است.(الله اکبر)

 

18. اول سوره ی غافر عبارت « حم » به کار رفته است و علاوه بر این سوره در شش سوره پس از آن هم ( یعنی فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف) تکرار شده است. مجموع تکرار این دو حرف در این هفت سوره برابر با2147 اسن که مضربی از نوزده است(الله اکبر)

 

19. در آیه ی دوم سوره ی شوری عبارت « عسق» به کار رفته است که مجموع تکرار این حروف در این سوره 209 مرتبه است که مضربی است از عدد نوزده(الله اکبر)

 

20. در اول سوره ی ق نیز عبارت « ق» آمده است که مجموع تکرار این حرف در این سوره 57 بار است که مضربی از نوزده است. همچنین این تعداد درست برابر با تکرار این حرف در سوره ی شوری است که با همین حرف مقطعه آغاز شده است!(الله اکبر)

 

21. درباره ی قوم لوط در قرآن سیزده بار سخن رفته است ولی در سوره ق بر خلاف سوره های دیگر که از عبارت « قوم لوط » استفاده شده است، از عبارت « اخوان لوط » استفاده شده است زیرا اگر به جای اخوان کلمه ی قوم به کار می رفت نظم عدد نوزده این سوره بر هم می خورد!(الله اکبر)

 

22. اول سوره ی قلم  عبارت « نون» به کار رفته است ( در قرآنهای کنونی برای سهولت از « ن» استفاده شده است ولی در اصل این حرف مقطعه در این سوره به صورت « نون » آمده است نه « ن») یعنی باید دو « ن » محاسبه شود( بر خلاف سایر حروف مقطعه ی قرآن) که مجموع تکرار این حروف دراین سوره 133 مرتبه است که مضربی از نوزده است. همچنین اگر این سوره با « ن» آغاز می شد نظم کد نوزده به هم می خورد!(الله اکبر)

 

23. قرآن شامل 114 سوره است که مضربی از نوزده است.(الله اکبر)

 

24. قرآن شامل 6346 آیه است که مضربی از نوزده است(الله اکبر)

 

25. تعداد کل حروف قرآن بر طبق محاسبه ی دانشگاه الازهر 330733 حرف است که مضربی از عدد نوزده است!( الله اکبر)

 

26. تعداد حروف الله در کل قرآن 2698 مرتبه است که باز هم مضربی از نوزده است( الله اکبر)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 5:55 بعد از ظهر  توسط سحر  |