|
+ نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
بابا مردم از بس گفتم چن سالمه و همه مسخره کردن! به قرآن منم مثل شماها هستم! اینم عکس یادگاری من و یه دوست به اسم سید محمد یزدانی.
جاشم اصلا این طرفها نیست. مال تابستون همین امساله. مال جاییه که من آرزو دارم دوباره اونجا باشم. راستی تا یادم نرفته بگم من اونیم که تو عکس نیشش حسابی بازه! یعنی لبخند چارپا واری دارم! قطعا شب از ترس خوابتون نمی بره! اینو میذارم ببینین تا باور کنین اصلا موجود مخوفی نیستم و عصای حضرت موسی رو هم من کش نرفتم!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
وقت تنگ است هلاهل از زمين جوشيدست پنجه مرگ چه بي رحم و گريبانگير است فصل تف آمد و ما تشنه و خصم آسودست آب آغشته به ننگ است مبادا بخوريد هر نفس راوي مرگ است برون مي ريزد شاخه ها چوبه دارند در اين مرگ آباد وقت تنگ است مخسبيد زجا برخيزيد مقصد ما در اين جاده فرسودنهاست واي اگر در كمر جاده عمارت سازيم درب خمخانه عشرت طلبي باز شده است تيغ كين شهوت بوسيدن حنجر دارد باز هم فصل كمين كردن قابيل آمد ما همان زخمي از دشنه قابيل هستيم طبل جنگ است كه آواز كند در اين دشت دشنه بردار كه سردار تو را مي خواند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
عيدت مبارك
اي عاشق روي جانان ، چون معشوق تاج ظهور بر سر نهد هزاران عدو خونخوار به او يورش برند و آن دلبر دلارا را چون موسي زخم بي امان زنند و يا چون مسيح به تمسخر تاج خار بر سر نهند و به صليب جهل كشند و يا چون زردشت آوارة ديار كنند و يا چون محمد (ع) در كوچه خاكستر بر سر ريزند و دندان مبارك شكنند و فرزندانش را فرق بشكافند، حنجر به خنجر كشند سم هلاهل بنوشانند و تنها معدودي انگشت شمار نداي الهي را به گوش جان بشنوند، از آب و نان چشم دوزند و در پي معشوق روان شوند. تو از كدامين گروهي؟ چون اكثر بني اسرائيل و اعلم علماي آنان و يا چون دوازده حواري؟ چون همة اعراب جاهل، يهوديان، مسيحيان و اعظم علماي آنان و يا چون معدودي مؤمن مسلمان؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
سلام اخوی.
می دونم از دستم کفری هستی و شاکی! حقم داری. ولی... ولی گاهی وقتها یه شرایطی پیش میاد که آدم توش می مونه. یعنی شرایطی که الان من توش هستم و از ۳ ماه قبل تا الان دارم باهاش دست و پنجه نرم می کنم. دوست و برادر خوبم! حواله منو به جدت نده! آدم اینقد حساس!!! من ۲ بار خواستم زنگ بزنم که به خاطر مشکل خطوط نتونستم و خدا شاهده که همین امشب هم دوباره تلاشم رو می کنم. پس با معرفت! با ما باش... یا علی...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
سلام.
دیگه محرم اومد... اینم والپیپر اختصاصی راز و رمز که هدیه می کنم به همه بچه های این وبلاگ.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
قربونش برم! اونقد كار ريخته كه هيچ كس ميلي به كار كردن نداره! خوشي زده زير دل همه! بسوزه پدر رفاه و پيشرفت كه هرچي مي كشيم از رفاهه!
اگه دنبال كاري كه نيستي اين دستور رو انجام بده. مجرب است به جد بزرگوار گمنامم! شب كه شد سوره مباركه يوسف عليه السلام رو بنويس و شبونه بزن بيرون از خونه. يه ديوار گير بيار و لاي شكافش نوشته رو بذار و برگرد خونه. همين. فقط جان عزيزت پشت سرت رو اصلا نگاه نكن كه دستور عمل كنه. همين! روزنامه واسه چي ورق ورق مي كني؟!!!
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی مستاجرها!!! آآآآآآآآآآآآآآآآآآآی غیر صاحب خونه ها!!! پوستم کنده شد تا تونستم واسه صاحب خونه شدنتون از یه استاد بزرگوار رمز بگیرم!
هرشب ۳۰۰ مرتبه آیه ۱۸ سوره مبارکه آل عمران رو تا هوالعزیزالحکیم بخونین که تجربه شده اس! توسل کنین به حضرت رقیه و علی اصغر علیما السلام و خیالتون تخت تخت تخت باشه. صاحب خونه شودین ما رو هم دعوت کنین که یه قورمه سبزی باهاتون بخوریم...!
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 5:55 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
بازم بخت گشا! پدرم درومد اونقدی که بخت گشا واستون گذاشتم. بابا اینم یه بخت گشا که خیلیا رو راضی کرده! اما دخترونه اس نه پسرون!
این دوتا کلمه رو بنویسین و به لباس دختر آویزون کنین. یادتون باشه فقط در دوحالت از لباس باز کنین. زمانی که حمام می رین و یا برای قضای حاجت رفتین. حتی موقع خواب جدا نشه و کسی هم از موضوع خبردار نشه. روز ۵شنبه موقع اذان مغرب بهترین وقتشه و کفاره هم به قدر وسعتون بدین. لععسلی هع
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط مهرپویا
|
خوب همانند آب است،
وقتي مردم برخي چيزها را زيبا مي دانند اگر مردانِ بزرگ را بيش از اندازه ارزشمند شماريد،
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط دلارام
|
آن چه ريشه دارد آسان تغذيه مي شود،
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط دلارام
|
|
|