تبليغاتX
راز و رمز

مهمترين حجاب انسان كه مانع اصلى لقاء اللّه است، چيست؟

به يقين حجابى بدتر از حجاب خودخواهى، خودبرتر بينى، و خودمحورى نداريم، به تعبير بعضى از بزرگان اخلاق، «انانيت» بزرگ ترين مانع سالكان راه خدا است، و طريق نيل به لقاء اللّه ريشه كن ساختن «انانيت» مى باشد; ولى اين كار، كار آسانى نيست، چراكه به يك معنى جدا شدن از خويشتن است!

تو خود حجاب خودى، حافظ از ميان برخيز!

ولى اين امر ميسّر مى شود با ممارست ها و خودسازى ها و استمداد از حق و توسّل به ذيل عنايات اولياء اللّه، آرى، آرى تا علف هرزه هاى محبّت و عشق به غير خدا از دل كنده نشود نهال محبّت و عشق او نموّ و رشد نخواهد كرد!

در حالات يكى از اولياء اللّه نقل كرده اند كه در دوران جوانى در زمره پهلوانان قهرمان بود، روزى پيشنهاد كردند كه اين پهلوان جوان با پهلوان معروف و قديمى و پرآوازه سلطان، مسابقه كشتى دهد.

هنگامى كه ميدان مسابقه با حضور مردم و صاحبان مقام آماده شد و دو مرد «يل» و قهرمان، آماده كشتى گرفتن شدند، زنى كه بعداً معلوم شد مادر پهلوان قديمى است، كنار پهلوان جوان آمد و چيزى در گوش او گفت و رفت، گفت: اى جوان قرائن نشان مى دهد كه تو پيروز خواهى شد; ولى راضى نشو بعد از يك عمر آبروى ما برود و نان ما بريده شود.

پهلوان جوان در كشاكش سخت «انانيت» و «پشت پا زدن به نام و آوازه و مزاياى فراوان» گرفتار شد و سرانجام تصميم خود را گرفت و در يك لحظه حسّاس مسابقه، كوتاه آمد تا حريف پشت او را به خاك برساند و در نظرها خوار نشود!

اكنون از خود او بشنويد، مى گويد:

«در آن لحظه كه پشتم به خاك رسيد ناگهان ديدم حجاب ها از پيش چشمم كنار رفت، و تجليّات حق در قلبم نمايان گشت، و آنچه بايد با چشم دل ببينم ديدم!»

آرى با شكستن اين بت، آثار توحيد نمايان مى شود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 12:39 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 

متن حديث

عَنِ ابْنِ عُمَرَ قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ(ص): لَيْسَ شَىْءٌ تُباعِدُكُمْ مِنَ النّارِ اِلاّ وَ قَدْ ذَكَرْتُهُ لَكُمْ وَلا شَىْءٌ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ اِلاّ وَ قَدْ دَلَلْتُكُمْ عَلَيْهِ اِنَّ رُوحَ الْقُدُسِ نَفَثَ فى رَوْعى اَنَّهُ لَنْ يَمُوتَ عَبْدٌ مِنْكُمْ حَتّى يَسْتَكْمِلَ رِزْقَهُ، فَاَجْمِلُوا فِى الطَّلَبِ فَلا يَحْمِلَنَّكُمُ اسْتِبْطاءُ الرِّزْقِ عَلى اَنْ تَطْلُبُوا شَيْئاً مِنْ فَضْلِ اللهِ بِمَعْصِيَتِه، فَاِنَّهُ لَنْ يُنالَ ما عِنْدَ اللهِ اِلاّ بِطاعَتِه اَلا وَ اِنَّ لِكُلِّ امْرِء رِزْقاً هُوَ يَأْتيهِ لا مَحالَةَ، فَمَنْ رَضِىَ بِه بُورِكَ لَهُ فيهِ وَ وَسِّعَهُ، وَ مَنْ لَمْ يَرْضَ بِه لَمْ يُبارَكْ لَهُ فيهِ و لَمْ يَسَعَهُ، اِنَّ الرِّزْقَ لَيَطْلُبُ الرَّجُلَ كَما يَطْلُبُهُ اَجَلُهُ.

(بحارالانوار، ج 77، ص 185)

 


ترجمه:

از ابن عمر روايت شده كه پيامبر(ص) فرمود: آنچه شما را از آتش جهنم دور مى سازد، براى شما بيان كردم و آنچه شما را به بهشت نزديك مى كند به خوبى برايتان شرح دادم و چيزى را فروگذار نكردم، به من وحى شد كه كسى نمى ميرد مگر اين كه روزى او كامل شود پس در طلب روزى اعتدال را مراعات كنيد. مبادا كندى (و كمى و عقب افتادن) روزى شما را وادار كند براى طلب آن مرتكب گناه شويد; زيرا كسى به نعمت هايى كه نزد خداست نمى رسد مگر به سبب فرمانبردارى او. بدانيد هر كسى بهره اى از روزى دارد كه ناچار به سراغ او مى آيد، پس كسى كه به روزى خودش قانع باشد رزق او مبارك مى شود و وسعت مى يابد و كسى كه بدان قانع و راضى نباشد مبارك و وسعتى نمى بيند. رزق به سراغ آدمى مى آيد همان گونه كه مرگ به سراغ آدم مى آيد.

تفسير:

حضرت رسول خدا(ص) مى فرمايد: به هر چه شما را - فعلا و قولا - از بهشت دور مى كند بر حذر مى دارم. و هر چه شما را به بهشت نزديك و از جهنم دور مى گرداند فرمان مى دهم. فايده اين حديث، اين است كه ما همواره تلاش كنيم كه احكام اسلام را پياده كنيم و اين حساب ما را از اهل سنّت - كه معتقدند هر جا نص نيست حكم هم نيست - جدا مى كند. به همين دليل، اهل تسنّن به فقها حق مى دهند كه قانون جعل كنند، قياس بشود و استحسان و مصالح مرسله را پياده كنند. چنين مذهبى كه نيمى در اختيار خدا و معصوم(ع) است و نيمى در اختيار مردم، با مذهبى كه همه اش از سوى خدا و معصومين(ع) است بسيار متفاوت خواهد بود و البته ظاهر آيه «اَلْيَومَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ;(1) امروز دين شما را كامل كردم» نيز همين است، چون دين عبارت است از مجموعه عقايد و قوانين و اخلاقيات. حديث اين ديدگاه را به ما مى دهد كه به عنوان يك مجتهد استنباط كنيم نه اين كه تشريع نماييم.

در اين جا، چند تذكر لازم است:

1- بعضى از افراد سست و بى حال با اتكا به تعبيراتى همانند «وَ ما مِنْ دابَّةِ فِى الاَْرْضِ اِلاّ عَلَى اللهِ رِزْقُها;(2) هيچ جنبنده اي در روي زمين نيست مگر اين كه روزى او بر خداست» يا رواياتى كه روزى را مقدّر و معيّن مى داند، چنين مى انديشند كه لزومى ندارد انسان براى تهيّه معاش، زياد تلاش كند، چرا كه روزى مقدّر است و به هر حال به انسان مى رسد، و هيچ دهان بازى بدون روزى نمى ماند!

اين چنين افراد نادان كه شناختشان درباره دين و مذهب فوق العاده سست و ضعيف است، بهانه به دست دشمنان مى دهند كه مذهب عاملى است براى تخدير و ركود اقتصادى و خاموش كردن فعاليّت هاى مثبت زندگى، و تن در دادن به انواع محروميّت ها، به عذر اين كه اگر فلان موهبت نصيب من نشده حتماً روزى من نبوده; اگر روزى من بود، بدون چون و چرا به من مى رسيد و اين فرصت خوبى به دست استثمارگران مى دهد كه هر چه بيشتر خلقهاى محروم را بدوشند و آنها را از ابتدايى ترين وسايل زندگى مرحوم سازند. در حالى كه مختصر آشنايى به قرآن و احاديث اسلامى براى پى بردن به اين حقيقت كافى است كه اسلام پايه هر گونه بهره گيرى مادّى و معنوى انسان را سعى و كوشش مى شمرد تا آن جا كه در جمله شعارگونه قرآنى: «لَيْسَ لِلاِْنسانِ اِلاّ ما سَعى» بهره انسان را منحصراً در كوشش و كارش قرار مى دهد.

پيشوايان اسلام براى اين كه سرمشقى به ديگران بدهند در بسيارى از مواقع كار مى كردند; كارهايى سخت و توانفرسا.

پيامبران پيشين نيز از اين قانون مستثنا نبودند; از چوپانى گرفته، تا خياطى و زره بافى و كشاورزى اِبا نداشتند. اگر مفهوم تضمين روزى از طرف خدا، نشستن در خانه و انتظار رسيدن روزى باشد، نبايد پيامبران و امامان كه از همه آشناتر به مفاهيم دينى هستند اين همه براى روزى تلاش كنند.

بنابراين ما هم مى گوييم: روزى هر كس مقدّر و ثابت است، ولى در عين حال مشروط به تلاش و كوشش; و هرگاه اين شرط حاصل نشود مشروط نيز از ميان خواهد رفت. اين درست به آن مى ماند كه مى گوييم: «هر كس اجلى دارد و مقدار معيّنى از عمر» مسلماً مفهوم اين سخن آن نيست كه اگر انسان حتى دست به انتحار و خودكشى و يا تغذيه از مواد زيانبخش بزند تا اجل معينى زنده مى ماند; بلكه مفهومش اين است كه اين بدن استعداد بقا تا مدّت قابل ملاحظه اى دارد امّا مشروط به اين كه اصول بهداشت را رعايت كند و از موارد خطر بپرهيزد; و آنچه را سبب مرگ زودرس مى شود از خود دور كند.

نكته مهم اين است كه آيات و روايات مربوط به معين بودن روزى در واقع ترمزى است روى افكار مردم حريص و دنياپرست كه براى تأمين زندگى به هر در مى زننند، و هر ظلم و جنايتى را مرتكب مى شوند، به گمان اين كه اگر چنين نكنند زندگى شان تأمين نمى شود.

آرى اين خدا، چگونه ممكن است به هنگامى كه انسان بزرگ مى شود و توانايى و قدرت به هر گونه كار و فعاليت پيدا مى كند او را فراموش نمايد، آيا عقل و ايمان اجازه مى دهد كه انسان در چنين حالى به گمان اين كه ممكن است روزى اش فراهم نشود در وادى گناه و ظلم و ستم و تجاوز به حقوق ديگران گام بگذارد و حريصانه به غصب حق مستضعفان بپردازد!؟

البته نمى توان انكار كرد كه بعضى از روزى ها چه انسان به دنبال آن برود، يا نرود، به سراغ او مى آيد.

آيا مى توان انكار كرد كه نور آفتاب بدون تلاش ما به خانه ما مى تابد و يا باران و هوا بدون كوشش و فعاليت به سراغ ما مى شتابد؟ آيا مى توان انكار كرد كه عقل و هوش و استعدادى كه از روز نخست در وجود ما ذخيره شده به تلاش ما نبوده است!؟

اين را نيز نمى توان انكار كرد كه در پاره اى از موارد انسان به دنبال چيزى نمى رود، ولى بر اثر يك سلسله تصادف ها، موهبتى نصيب او مى شود، اين حوادث گرچه در نظر ما تصادف است امّا در واقع و از نظر سازمان آفرينش حسابى در آن مى باشد. بدون شك حساب اين گونه روزى ها از روزى ها از روزى هايى كه در پرتو تلاش و كوشش به دست مى آيند جداست. ولى اين گونه مواهب به اصطلاح باد آورده و يا به تعبير صحيح تر مواهبى كه بدون تلاش، به لطف خدا، به ما رسيده اگر با تلاش و كوشش خود از آن به طور صحيحى نگهدارى نكنيم آنها نيز از دست ما خواهد رفت، و يا بى اثر مى ماند.

سخن معروف حضرت على(ع) در نامه 31 نهج البلاغه كه به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: «وَ اعْلَمْ يا بُنَىَّ! اِنَّ الرِّزْقَ رِزْقانِ: رِزْقٌ تَطْلُبَهُ; وَ رِزْقُ يَطْلُبُكَ; بدان فرزندم! روزى دو گونه است: يك نوع همان روزى هايى است كه تو بايد به جستوجويش برخيزى; و گونه ديگرش روزى هايى است كه آن در جستوجوى تو است و به سراغ تو مى آيد» نيز اشاره به همين حقيقت است.

به هر حال، نكته اساسى اين است كه تمام تعليمات اسلامى به ما مى گويد: براى تأمين زندگى بهتر - چه مادى و چه معنوى - بايد تلاش بيشتر كرد، و فرار از كار به گمان مقسوم بودن روزى غلط است. (تفسير نمونه، ج 9، ص 20)

2- درسى به همه طالبان علم مى دهد كه ايمان داشته باشيم كه خداوند روزى اهل علم را مى رساند، چرا كه اگر اهل علم به فكر جمع مال باشند دو خطر بزرگ در بر دارد:

الف - اينها سرمشق مردمند بايد الگو باشند. اگر خودشان به دنبال دنيا بروند نمى توانند سرمشق ديگران باشند.

ب - مالى كه ديگران (غير اهل علم) جمع مى كنند ضربه به مذهب نمى زند، ولى اگر اهل علم با حق و ناحق كردن و از طرق مختلف به جمع مال بپردازند، به دين ضربه مى زند. اين واقعاً مايه حسرت است.

ــــــــــــــــــــــــــــ
 

1. آيه 3 سوره مائده.

2. آيه 6 سوره هود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
سلام

از اینکه مراعات حالم رو کردین ممنونم. شماره تلفنم رو از روی بلاگ بر می دارم تا از این به بعد با ای میل تماس بگیرین. مرسی که هر چی از دهنتون در اومد بهم گفتین.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
دوستان خوبم سلام

قول داده بودم که راجع به اسم اعظم و گشایش اعمال با استفاده از اسم اعظم براتون مطالبی بنویسم. پس تیپ خودمونی نوشته رو به احترام الله تغییر می دم.

کلمه رب از حروف اسم اعظم و از اسماء جمالی است. مداومت بر آن برای تربیت جسم و روح و نفس و برآمدن حوائج مشروعه دنیویه و اخرویه بی نهایت موثر است. مشروط بر آنکه با توجه کامل مداومت شود. چون هر موجودی از موجودات و هر مخلوقی از مخلوقات نیازمند به تربیتند تا به مرحله کمال رسند. لذا در اول سوره از قرآن خداوند متعال خود را به صفت رب العالمین ستوده و حضرت امیر مومنان عرفت ربی بربی فرموده که مراد از رب اول در کلام آن حضرت حضرت رب الارباب جلت عظمه و از رب دوم وجود مقدس خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله است. که خداوند اورا مربی جن و انس و رحمت بر تمام جهانیان قرار داده و او را مظهر صفت ربوبیت خود گردانیده. همچنانکه روح هر حرفی عدد آن حرف است که در این مختصر گنجایش شرح آن نیست. روح کامه رب عدد آن است که دویست و دو استکه مجموع عدد دو اسم محمد و علی حاکی از آن است.

چنانکه بینه نام محمد عدد اسلام و بینه نام علی عدد امان است و این دو بزرگوار مظهر نام ربند و رب لفظی اسمی است برای اسم حقیقی رب که عبارت است از وجود محمد و علی صلی الله علیهما و آلهما که حقیقت اسم اعظم خدایند. و اسما> حسنای الهیه اند که خدا به آنها شناخته شده و بهمین جهت است که خدا از همه پیغمبران عهد ولایت ایشان را گرفته و محمد و آل اورا قبله توجه همه انبیاء قرار داده:

گفتم که الف گفت دگر هیچ مگو               در خانه اگر کس است یک حرف بس است

نامهای خدا که هر کدام از آنها اثر مخصوصی دارد که بر اهل فن پوشیده نیست و آنها بر دو دسته اند. نامهای جلال و نامهای جمال.

از نامهای جلال برای دفع دشمن و غلبه بر خصم و امثالهم استفاده می شودبا رعایت شرایط.

از نامهای جمال برای فتوحات و گشایش روزی و برآمدن حوائج مشروعه و دفع امراض و کفایت مهمات و زیاد شدن مال و منال و اولاد و عزت و جاه و انتفاع می توان برد و در میان اسماء بعد از اسم ذات که الله و جامع همه اسماء خداست و رحمن و رحیم نام رب آثار و فوائد بی شمار دارد و برای تکمیل کمالات صوری و معنوی به جهت هر کسی اهمیت بسزایی دارد. چنانکه در قرآن مجید بیشتر در مقام دعا به این اسم خوانده شده است.

والسلام علی من اتبع الهدی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 12:16 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
سلام

اینم جواب سئوالای جدیدتون.

۱- اسامی سبعه برای هر کاری متفاوتن. برای بخت گشایی یه جور و برای کارگشایی یه جور. واسه فتح مهمات یه جور و واسه سر افرازی یه جور. پس حداقل خواسته خودت رو بگو تا این اسامی رو بهت بدم.

۲- روی ۴ تیکه کاغذ کوچیک اینا رو بنویس و داخل اسفند بنداز. معجزه می کنه! نمرود - شداد - هامان - فرعون.

۳- تشریف ببر به خیابون ناصر خسرو نرسیده به خیابون امیرکبیر. دستفوشا زیادن.

۴- موم سرد می خری. عطاری داره. طلسم رو بذار لای موم. به همین راحتی!

۵- با خانم سارا از طریق همین وبلاگ تماس بگیر. اسم خودت و مادرت رو بذار اینجا تا سرکتابت حاضر بشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 

salam
  baba kheili namardi
  1 bar goftam bahat kar daram, mikham bahat chat konam. Amma maro ke adam hesab nakardi. Behet idimo dadam amma etena nakardi ke nakardi. Khoobe khoda bezane pase saret mese man mohtaje bande beshi va bande mahal nagzare? khoobe? are khoobe?
  age khoob nist 1 gharare chat ba ma ham bezar. Baba ba melat michati ba ma na?
  Ma adam nabidim?
  Montazeram
  rooie hamin idi off bezar, emailam ke bazi che behtar
  Bavar kon shadidan niaz daram. Komakam kon.
  ++++ Montazeram ++++
  Ia Ali madad

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
سلام رفقا!

از اینکه اینهمه لطف دوباره کردین و برام پیام گذاشتین ممنونم.

۱- نعل نقره خاصیتش با نعل برنجی و آهنی متفاوته و برای کارای دیگه ای استفاده می شه.

۲- بخورات آداب دارن و نهوه بخور کردن هم متفاوته. بخور شکر سوزوندنیه. یعنی این شکر رو باید بریزید روی آتیش تا دود کنه و بخار بشه. البته شکرش با شکر معمولی فرق داره. این شکر رو باید از عطاری تهیه کنید و معروف به شکر سرخه.

۳- بازم اسامی سبعه که هزار بار گفتم! چشم! بهم بگین برای چه کاری می خواین تا اسامی سبعه اون عمل رو براتون بنویسم.

۴- به پیر به پیغمبر قسم من نه دعانویسم نه رمالم و نه جن گیرم و نه استاد!

۵- کتابای علوم غریبه همه جا هست. اما باید از بهترین تصحیح استفاده کنین. این مدل کتابای خوب قیمتای خوب هم دارن.

۶- اگه تصویر طلسمات رو نمی بینین برام میل بفرستین تا تصاویر رو براتون ای میل کنم.

۷- واسه ارسال ای میل به من از ای میل من در پارسی میل استفاده کنین.

۸- سوزاندن نعل ساده اس. بذارینش روی اجاق گاز تا سرخ بشه. بعد از سوزوندن هم باید نعل محبت رو با عسل و روغن های شیرین چرب کنین.

۹- برای حکاکی روی نعل از مته های مخصوص استفاده کنین تا تمیز در بیاد. مثل مته دندونپزشکی.

۱۰- موقع حک کردن باید به زمان هم دقت کنین. هم به زمان و هم به مکان.

۱۱- وقتی داری سوره رو می نویسی بسم الله یادت نره.

12- سرکتاب بازکردن انواع داره. اونی که توی کنزالحسینی اومده سرکتاب نیست . اون طالع نامه اس. نه. الزاما به ماه تولد بستگی نداره.

۱۳- اگر نیاز به وسایل دارین مثل نعل مشک بخور وست و ... با من تماس بگیرین.

بازم مرسی...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
سلام

به خدا دیوونه شدم من! بابا اینکاره ها! همه فن حریفا! شما که اینقد خبره اید خوب بیاین و به منم علوم غریبه یاد بدید! نبودید ببینین چه ای میلایی واسم اومده! دعوت به شرکت در کلاس حضرت استاد ...! جلسه احضار و تسخیر جن! و ...

و اما پاسخ به سئوالات.

۱ - مندل خطیه که دور خودشون می کشن و جن رو احضار می کنن. جن از این خط رد نمی شه و احضار کننده هم نباید از مندل رد بشه. مندل گاهی از طناب و کارد درست می شه. گاهی از نخ و گاهی از خاکستر و خیلی چیزای دیگه. البته کارد تو تمام مندل ها هست. مندل انواع مختلف داره که بر اساس کارایی مندل رئ انتخاب می کنن.

۲- اسامی سبعه رو تا نگی واسه چی می خوای بهت یاد نمی دم! اسامی سبعه از اسامی خاصه هستن. هرچند که در کیفیت اونها و حتی اسامیشون اختلاف وجود داره.

۳- به خدا منم گیر دارم. داتک وبلاگ منو فیلتر کرده! اگه عکسی رو نمی بینین به خاطر مشکل وبلاگ نیست. ایراد از کارت اینترنت شماس و بهتره کارتتون رو عوض کنین.

۴- من شماره تلفن برای آقا احسان و خانم ندا میل کردم. هروقت تونستین تماس بگیرین تا در خدمتتون باشم.

۵- منابع من: کشکول شیخ بهایی - کنز الحسینی - ۷۲ دیو آصف بن برخیا - جامع الفواید فی اسرار المقاصد -  جامع الدعوات کبیره - اسرار قاسمی - نقش سلیمانی - گوهر شب چراغ . البته بعضی از کتابهای دیگه هم هستن که فاقد نامن. یعنی راستش اینا خطی هستن و اسم ندارن و متعلق به ۲۰۰-۳۰۰ سال قبلن و کلی بالاشون پول دادم. واسه همین اصلا دلم نمیاد که ورق بزنمشون. تو آکواریوم نگهشون می دارم!!!

۶- سلسلع در خواب و بیداری رخ می ده. یعنی حالت رویا و مکاشفه. موکلش جن هستش. قیافشم خیلی زاغارته!!!بهتره نترسی. اگه می ترسی انجامش نده.

۷- در آینده ای نزدیک کتابها رو تهیه می کنم و برای تهرانیای عزیز می فرستم.

۸- همکار جدیدم خانم سارا هستم. برای سر کتاب از ایشون کمک بخواین.

۹- زیر زمین که سهله! زیر زیر زمینم می شه دید. اما بی خیال! دنبال زیر خاکی میر خاکی هستی؟ نه؟ مرگ من؟! منو سیا نکن! عمرا اگه یادت بدم!!! خلاف ممنوع!

۱۰- برای بستن و کم کردن شهوت دستورش رو قبلا نوشته بودم که می شه از همون استفاده کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
سلام رفقا

مرگ من یه امروز رو بهم وقت بدین!!! اصلا حالم خوش نیست. قربون همتون برم. قول می دم تا فردا بیام و جواب شما ها رو بدم. بازم مرسی از الطافتون.

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
برای بار چندم سلام

دوست خوبم

کشکول و کشکولها محتوی حکایتها و اشعار اخلاقی و تاریخی هستن. البته در قسمت پیوست کشکول علوم غریبه هم وجود داره. مثل کشکول بهایی متعلق به حضرت شیخ العرفا بهایی.

راهی برای دسترسی به کتاب مورد نظرت نداری جز همون راهی که قبلا بهت توضیح دادم و بابتش ازت معذرت می خوام.

نه! نیازی به پوست آهو نداری.

قربان تو...

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
بازم الحب دارم اما ایندفعه از نوع ناری. از اونجا که دوستان به آتیش و آتیش یازی علاقه دارن!!! منم این الحب قوی سوزوندنی رو براتون قرار می دم.

در کتاب کنزالحسینی این مطلب رو پیدا کردم و دو مرتبه واسه بچه ها تجویزش کردم که اونا تاییدش کردن که درسته!

روی یه تکه از لباس مطلوب یعنی کسی که دوسش دارین این طلسم رو بکشید و بعدش به صورت فتیله روی چراغ روغنی که از روغن شیرین پرش کردین بسوزونین. فتیله که تموم می شه طرفم طاقتش تموم می شه!

فلان بن فلان علی حب فلان بن فلان

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 

اگر خواهی شخصی را از محبت خود ديوانه سازی،بايد که در تثليث ومشتری مربع ساخته و اين عدد را بر آن مربع بنگاری:۲۳۹۵ وآيه «يحبونهم کحب الله و الذين آمنوا اشد حبا لله»را در حاشيه آن مربع بنويس،جمله ۹۴۹۵ در ساعت سعد که فمر خالی از نحوست باشدو اسم خود ومطلوب ومادران رابا اين دو اسم ممزوج ساخته،تکسير کن.چون وقف بر کنی حروف صدر و موخر خود را برداشته ومرکب کن و در چهار طرف مربع بنويس وبا شهد در روغن ستور فتيله بسوزان تا عجايب بينی.

 

خواهر خوبم سلام

از اینکه اینهمه پشتکار و اراده داری هم خوشحالم و هم حسود!

در خصوص مطلبی که خواستید تا توضیح بدم باید بگم که این طلسم از طلسمات مجرب و امتحان شده نیست. کاربری این طلسم در اصل احضار و تسخیر افراده که جا در جا هم جواب نمی ده. یعنی شاید ۴ روز یا ۴ هفته یا ۴۰ روز یا ۴ ماه یا ۴سال و یا حتی بیشتر طول بکشه! در مورد تثلیث ها بهتره از کتاب جامع الفواید فی اسرارالمقاصد و یا از کتاب کنز الحسینی استفاده کنین. اونجا آموزش تثلیث و تربیع به صورت ساده و کامل اومده. اگه بخوام توضیح بدم که فقط تایپش ۱ هفته طول می کشه!

آیه يحبونهم کحب الله و الذين آمنوا اشد حبا لله مربوط به طلسم مهره مار هستش و باید بدونی زمان استفاده از این آیه بین اذان صبح تا طلوع آفتاب و عددش ۱۰۰ هست.

سوزانده آیات به نام فتیله یا هر چیز دیگه حرام هستش و اگه واقعا قصد خیر دارید اسامی رو بهم بدین تا براتون نقش بلقیس رو روی مس با دستورش تهیه کنم و براتون ارسال کنم.

بازم ازت ممنونم و خدا نگهدار...

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
دوست خوبم سلام

از توجهت به علوم غریبه خوشحالم. شکل صحیح نگارش سلسلع رو برات می کشم. وضو لباس پاک و بستر پاک و تنها بودن شرط اصلی عمل کردن این طلسم هستش.

بله! زمان هم مهمه. مراقب باش قمر در عقرب نباشه. بهتره در ابتدای ماه و در روزهای ۵شنبه و جمعه هفته این کار رو انجام بدی. نیت پاک و شرعی هم باید باشه.

یا علی...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 8:51 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 7:51 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
تو کتاب جامع الفواید فی اسرار المقاصد نوشته شده اگر کسی زنی را از جایی خواهد و ندهند این طلسم را بنویسد و در منزل صاحب دختر دفن کند راضی شوند.

بابا چقد بازم باید بهتون دعای الحب بدم؟!!!

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
 سوره مبارکه تبت را بر پشت تخم مرغ بنویس به اسم هر که خواهی و به اسم مادر و آن را در زیر خاک پنهان کن. البته آن شخص بسته گردد و قادر جماع نباشد.

این دستور در صفحه ۴۶۶ کتاب کشکول شیخ بهایی اومده و امتحان شدس.

یا علی ...

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
سلامی دوباره و با تجدید احترام.

دوست خوبم

در جواب سئوالت باید بگم که بله. می شه شهوت مرد یا زنی رو بست. اما باید بدونی که بستن شهوت مربوط به افراد مجرده. در مورد افراد متاهل از عملی به نام بستن استفاده می شه که جایز نیست. در پست بعدی بهت می گم چطوری باید شهوت افراد رو بست. سعی کن مورد استفاده حرام قرارش ندی که یقه خودت رو می گیره!

یا علی...

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
سلام و تشکر از اظهار لطفتون

برای سئوالتون در مورد نعل باید بگم که شما نمی تونین نعل رو روی کاغذ رسم کنین. اما می تونین یه تیکه فلز رو به شکل نعل در بیارین و روی اون دعا رو حکاکی کنین.

بازم سر بزنین.

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
دوست خوبم محمد جواد ...

سلام و از اینکه مشکلت رو برام نوشتی ممنونم. برای اینکه کسی رو از خودت دفع کنی باید که هر روز ۱۰۰ مرتبه با وضو با لباس پاک و در جای پاک که صدای هیچ کسی به گوشت نرسه رو به قبله بشینی و ۱۰۰ مرتبه بگی لا اله الا الله.

تا هفت روز باید این کار رو انجام بدی. امیدوارم مشکلت حل شه. یا علی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 12:35 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
دوستان قهر کرده سلام!

بازم معذرت می خوام. هی دنگ و فنگ بیمارستان باعث می شه که بهتون بدقولی کنم. بدبختانه لپ تاپم رو هم فروختم. آخه می خواستم یه موتور بی ام و ۸۰۰ بخرم و پول کم داشتم!

ولش کنیم!

الف دارای خواص بی شماریه. یکی از خواص الف که ردخور نداره گرفتن حاجت و برآورده شدن دعاهاس. در کتاب اسرارالمقاصد آیت الله ارومیه ای نجفی اومده که:

ایضا اگر هرکس در یک مجلس ۱۰۰۰ الف نویسد حق تعالی حاجتش را روا و مهماتش را سهل نماید.

خوبه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  |