تبليغاتX
راز و رمز

خمار عشق ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
ای بر پدر و مادر تکنولوژی و مد و تفریح که هر چی می کشیم از همین سه تاس! از دیشب تا حالا درگیر کار منکرات و دادگاه یه بدبخت مادرمرده هستم و امونم برده شده. این آشنای محترم که ظاهرالصلاح هم هستن! کافی نت داره و چن روز ژیش می ریزن تو مغازه و خلاصه ۲۸ حلقه سی دی من نگم بهتره! ازش می گیرن. دیروز با بغض به ما رو زد و مجبور شدم دنبال کارش رو بگیرم. هر چند که بخدا راضی نیستم و نبودم.

صبح که رفتم مفاسد وزرا و از اونجا رفتم دادگاه ارشاد بخدا هی خودم رو تف و لعن و نفرین کردم! برخورد مامورین محترم که کاملا اسلامی بود جان عمه جانشون! دریغ از یه لیوان آب خوردن! آب می خوای؟ ۵۰۰تومن بده از بوفه معدنیش رو بخر حیف نون!!! بابا مگه من متهمم که اینجوری حرف می زنی؟!!!

خلاصه! راه ندادن بریم تو و واسادیم دم در. تا خود اذان ظهر. چقدر خجالت کشیدم. آخه مرتیکه خر اگه آدم می کشتی بهتر بود تا بری سی دی نگهداری و بگیرنت. اگه آدم می کشتی میومدم پیش قاضی می گفتم آدم کشته. اما با این سی دی ها چی بگم؟ بگم آقا اهل دیزی و چش هیزیه؟

دختره کثافت اومده بهم می گه عزیزم می شه سیگارم رو روشن کنی؟!!! سلیطه مانتوش از پیراهن منم کوتاهتر بود! زنه با شوهرش اومده اونجا. فکر کردم مرده متهمه! نگو خانوم مجرمن!!! بعدشم حضرت آقا به زنیکه می گه خانومی فدات بشم بریم خونه!!!

بابا به خدا بعضیا آرررره! ای گور پدرش که پاشو دوباره بذاره تو اون مستراح. خدایا خیلی نوکرتم! بابا اگه هر کاریم باهامون کردی لا اقل آبرومون رو نریختی. بماند...

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟ جدا چرا؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
سلام دوستان خوبم.

از اینکه با اینهمه تاخیر براتون می نویسم واقعا عذر می خوام. یه کم که چه عرض کنم! خیلی سرم شلوغه و می تونم قسم بخورم که یه هفته ای می شه که روی نت نبودم. ببخشید و منتظر من باشید تا اواسط هفته با کلی مطلب جدید.

یا علی...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 

سلام دوستان.

یه مدت بعلت مشغله نتونستم در خدمتتون باشم و واسه همین وبلاگ دیر آپ می شه. بعضی از دوستان که اصلا انگار نه انگار که کن چی می گم! بدون اینکه مطالب قبلی رو بخونن سئوال تکراری می پرسن. واسه همین در این قسمت و مثل سابق فقط جواب سئوالاتی رو می دم که نو و غیر تکراری باشن.

1- سیاهی در کل به سحر گفته می شه. از اونجا که سحر شرعا حرامه به همین خاطی بهش می گن سیاه و یا سیاهی. مشخصات کسی که به سیاهی مبتلا باشه اینه که ثبات روحی و روانی نداره – قدرت تصمیم گیری ضعیفی داره- یهو عصبی یا هیجان زده می شه- نمی تونه درست کار کنه یا به اصطلاح کارش لنگ می مونه – پراکنده کار و پراکنده گو هست و افکار بی نظم و خوابهای پریشون می بینه. واسه حل این مشکلات و برطرف کردن سیاهی بهترین راه استفاده از دعای باطل السحر العظیم متعلق به حضرت رسول صلوات الله و دعای کارگشا خوانده شده بر آب و نگهداری حرز 14 معصوم هستش. این سه تایی که اسم بردم تقریبا حالت شیر رو دارن که برای تمام دردها درمانه.

2-  تو رو خدا سرکتاب نخواین! بابا من تایپم افتضاحه! با یه انگشت تایپ می کنم! واسه همین نمی تونم سر کتاب دومتر و ده سانتی براتون باز کنم. فعلا سر کتاب تعطیله!

3- سرکتاب که قبلا گفتم چیه. حالا بهتون می گم به چه کاری میاد. سرکتاب برای اطلاع از حال و احوال و وضعیت آدم گرفته می شه. با استفاده از سر کتاب می تونیم عادات و اوضاعمون رو بشناسیم و مشکلات خودمون رو تا حدودی ببینیم و کاملا حل کنیم. سر کتاب فقط یه جور باز می شه و سرکتاب هر آدمی همیشه یه جوره و لا یتغیر...

4- بعضی دوستان بابت دستورات تسخیر سئوال می پرسن. البته نه از نوع جنی! از نوع دختر!!! البته ما این اصرار اونها رو به حساب حلال بودن می ذاریم! ببینید! تسخیر نکنید. به جای تسخیر می تونین از الحب یا همون دعاهای محبت استفاده کنین. که البته اینم بگم تو کار حرام جواب نمی ده.

5- که پس من آدم رذلی هستم! من آدمی هستم که کپی برداری و دزدی مطلب می کنم! دست شما درد نکنه! اگه شما یه مورد کپی برداری گیرتون اومد بهم نشون بدبن تا همینجا در ملا عام!!! بگم غلط کردم. مرد نیستی نگی و مرد نیستم نکنم!

6- به خدا اگه بشنوم یا ببینم کسی با استفاده از مطالب این بلاگ داره دار و دسته راه می اندازه و مرشد پرشد بازی در میاره  خودم هر جا باشه گیرش میارم و دل و روده اش رو از تو سوراخ گوشش می کشم بیرون! خودتون باشین. واسه چی عشق پیر و مراد و مرشد بازی دارین؟

7- دم همه اونایی که میان و نظر می دن و گاهی بارم می کنن گرم از نوع مواد مذاب آتشفشانی! باز حداقل با بعضی از فحشاتون کلی کیف می ترکونم!!!

علی علی...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط مهرپویا  | 
سلام

دوستانی که در قسمت نظر خواهی پیام داده بودند و سئوالاتی داشتند پاسخشون رو همینجا دادم.

۱- دعا برگرفته از قرآن است و نگارش آن بلا اشکال بوده و گاهی مستحب و واجب است.

۲- جهت رفع سیاهی معمولا از باطل السحر استفاده می شود. لطفا بفرمائید نوع سیاهی مورد نظر چیست؟

۳- درباره سرکتاب چندین بار توضیح داده ام و می توانید آنره در آرشیو بیابید.

۴- گرفتن سرکتاب تا اطلاع ثانوی اکیدا تعطیل است.

۵- دنبال جن و جن بازی نروید! توانش را دارم. اما هرگز اقدام نمی کنم. احضار و تسخیر جن جز در موارد لزوم و حاد حرام بوده و موجب خروج از دینست. ارتباط با جنیان موجب نکبت و بدبختی در زندگی و مرگ انسان است.

۶- در مورد زمان و ساعت نگارش دعا و سایر عملیات می توانید از سالنامه های نجومی استفاده کنید. این سالنامه ها در تمامی روزنامه فروشیها موجود است. سالنامه نجومی. با سررسید اشتباه نکنید.

۷- باقی لقایتان و جانم فدایتان!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
شما و فرد مورد نظر هر دو آبی هستید اما با دوستاره مخالف. بنابراین بهم نخواهید رسید.

جهت زیاد شدن خواستگار می توانید عمل زیر را انجام دهید: حضرت امام صادق علیه السلام فرموده اند که سوره احزاب را بر پوست آهو یا کاغذ سفید نوشته و در داخل کوزه ای قرار دهید و کوزه را در خانه تان نگهداری کنید.

جهت گشایش بخت: آیه ۱۳ سوره یس را بر کاغذ سفید نوشته و با گلاب شسته و بنوشید.

جهت آرامش و رفع اضطراب هم از امام باقر علیه السلام منقولست: روزی ۱۰۰ بار سوره انا انزلناه خوانده شود.

سرکتاب شما دستوراتی داده: کاهل نماز نباشید. نذرتان را ادا کنید. رازتان را نگویید. راستگو باشید. خوابتان را تعریف نکنید. از کسی که به شما ابراز محبت می کند دوری کنید. شما بر اساس علم ابجد متولد حوت النسا هستید.

دعاهای نظربد یس مغربی و گنج العرش را حتما با خودتان داشته باشید.

روزهای مبارک شما یکشنبه هاست. لباسهای آبی و سبز برای شما مبارک است و از انگشترها فیروزه و عقیق برای شما تجویز شده. هرگاه ماه نورا دیدید به قرآن نگاه کنید.

در صورت لزوم با ای میل بنده در ارتباط باشید و یا با تلفن ارسالی تماس بگیرید.

یا علی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
دوست عزیز آقا محمد با ای میل یاقادر.

سلام

آخرین سرکتاب متعلق به شما بوده. می توانید آنرا در همین وبلاگ مطالعه فرمائید.

التماس دعا.

یا علی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
بعلت فشار از سوی گروههای فشرده مجبور به خود سانسوری شدم!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 
بازم خود سانسوری!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط مهرپویا  |